مدرسه توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها

تحت حمایت پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف

مدرسه توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها

تحت حمایت پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف

مدرسه توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها

مدرسه توسعه پایدار، عنوان برنامه ای است که زیرمجموعه پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف شکل گرفته است و در تلاش است که به توسعه دانش و توانمندی های عمومی مخاطبان خود راجع به حوزه توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان ها یاری برساند. برای آشنایی با سوابق مدرسه، خدمات آن و راه های ارتباطی می توانید به منوهای سایت مراجعه کنید.

بوتان

بشاگرد

کانال تلگرام

کانال تلگرام

کانال تلگرام

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «منطقه محروم» ثبت شده است

***این صفحه به زودی راه اندازی و تکمیل می شود***

 

 

گزارش‌های جنبی همایش

گزارش اول- مصاحبه خبرگزاری ایرنا با تنی چند از فعالین آموزشی به بهانه این همایش: کلیک کنید

*با همکاری «خبرگزاری ایرنا»، و به بهانه این رویداد، به گفت‌وگو با چند نفر از معلمان و فعالان سازمان‌های مردم‌نهاد در نقاط مختلف کشور(خانمها و آقایان صبورا سمنانیان، میثم زاهدی، علیرضا هندیجانی، و الهام مراد) پرداختیم تا ببینیم «آموزش در مسیر محرومیت‌زدایی» باید به چه مسائلی توجه کند و چه چشم‌اندازی را دنبال نماید.

 

گزارش دوم-گفتگوی خبرگزاری ایرنا با جمعی از فعالین اجتماعی به بهانه این رویداد: کلیک کنید

*در دومین گزارش خبری مرتبط با این برنامه، «خبرگزاری ایرنا» ، به گفت‌وگو با چند نفر از فعالین آموزشی و اجتماعی در نقاط مختلف کشور (خانمها و آقایان محمد کاظم متولی، ناصر نوربخش، زهرا گیتی نژاد، سیده فاطمه بهرامیان، عبدالرحیم بلوچ، سید محمد مهدی حسینی، ساعد مطهری و هامون طهماسبی) پرداخته است. 

 

مدرسه توسعه پایدار

همه با یک نام و نشان، به تفاوت هر رنگ و زبان

 

روز دوم همایش «آموزش در مسیر محرومیت‌زدایی» نیز همانند روز قبل، تجلی به هم پیوستگی نقاط مختلف ایران به هم بود. چهار سخنران از استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، هرمزگان، کرمان و خوزستان به ارائه تجربیات ارزنده خود در مسیر آموزش «با هدف محرومیت زدایی» پرداختند. نمی‌توان انکار کرد که شنیدن تجربیات کسانی که سالهای زندگی خود را خالصانه برای ایجاد تغییر در محیط خود و آینده کودکان سرزمین‌شان صرف کرده‌اند، امید و انگیزه برای تلاش را در شنونده قوی می‌کند. در ادامه، به مرور صحبت‌های هر یک از این سخنرانان می‌پردازیم. 

اولین ارائه توسط آقای اسماعیل آذری نژاد، روحانی نام آشنایی برگزار شد که این روزها دنبال‌کنندگان زیادی از طریق صفحه اینستاگرام و توییتر ایشان و پادکست و کانال تلگرام، تجربیاتشان را دنبال می‌کنند. آقای آذری نژاد بعد از تحصیل در حوزه و دانشگاه، به استان خود یعنی کهگیلویه و بویراحمد برگشتند و اکنون بیش از ۶ سال است که در زمینه قصه خوانی و بازی برای کودکان و نوجوانان مناطق کمتربرخوردار این استان فعالیت می‌کنند. ایشان راهِ گذر از محرومیت را دانایی و توانایی می‌دانند و فعالیت خود را روی کودکان مناطق روستایی متمرکز کرده‌اند. به نظر آقای آذری نژاد، از آنجایی که اکثر معلمین روستا از شناخت و دانش کافی برخوردار نیستند و گاهی اوقات سرباز معلم هستند و یا مسئولیت دشوار تدریس چندین پایه را برعهده دارند، نیازهای آموزشی این کودکان پاسخ مناسبی پیدا نمی‌کند. از طرفی، بسیاری از والدین نیز به واسطه دغدغه‌هایی مانند فقر و کار زیاد و یا به دلیل ناآگاهی، از نیازهای آموزشی کودکان بی خبرند و تمایل دارند که کودکان بیشتر در زمینه کارهایی اعم از گله داری و کشاورزی، نیروی کمکی آنها باشند. به نظر ایشان، این مسائل باعث شده است که کودکان روستا قوه خلاقیت ورزیده‌ای نداشته باشند یا اینکه نتوانند به راحتی کتابی بخوانند و مطالب آن را دنبال نمایند؛ همچنین دایره واژگان کمی داشته باشند و مهارت‌های زندگی را ندانند. 
۶ سال پیش آقای آذری نژاد با ۱۰ کتاب قصه از کتاب‌های کودکشان وارد این مناطق شدند و عمدا بچه‌ها را در خارج از مدرسه و در مناطق طبیعی پیرامون‌شان جمع می‌کردند تا نشان دهند برای اثرگذاری نیاز نیست امکانات ویژه ای داشته باشید. بنا به تجربه ایشان حدود 95 درصد از بچه‌های روستا تا پیش از ورود ایشان کتاب قصه ندیده بودند. ایشان در حین قصه خواندن با کودکان صحبت می‌کنند و سعی می‌کنند تا حین مطالعه، گفت و گو پیرامون مطالب شکل بگیرد که باعث شکوفایی قوه تخیل و خلاقیت کودکان می‌شود. 
از دیگر فعالیت‌های ایشان می‌توان به تاسیس کتابخانه، آموزش ضمن خدمت برای معلمان، اکران فیلم برای والدین، ایجاد اشتغال کوچک برای والدین فقیر (از طریق پرورش مرغ) و کاشت حدود ۴۰۰ درخت به همراه کودکان و واگذاری مسئولیت نگهداری و رشد هرکدام از درختان به یکی از کودکان اشاره کرد. 
شعار آقای آذری نژاد، «قصه ، توپ و رنگ» است. در این راستا، در این سال‌ها تعداد زیادی مدرسه را به کمک دانش آموزان رنگ آمیزی کرده‌اند. یکی دیگر از حرکات ارزنده ایشان، شبکه سازی در منطقه و آموزش بالغ بر ۷۰ نیروی بومی بوده است که هم اکنون به ادامه این فعالیت‌ها می‌پردازند. همچنین ایشان و تیم‌شان کاربرگ‌هایی طراحی کرده‌اند که آنها را کتابخانه‌های سیار همراه با هر کتابی که امانت می‌دهند، در اختیار کودکان می‌گذارند تا آنها بتوانند در حین مطالعه کتاب با شخصیت‌ها هم‌ذات پنداری کرده و تفکر انتقادی را یاد بگیرند. 
آقای آذری نژاد درباره معیارهای انتخاب کتاب، نکاتی مانند اینکه کتاب، مهارت‌های زندگی را آموزش دهد، موجب پرورش فکر باشد و دنیای کودک را شاد و بانشاط بکند را اشاره کردند و گفتند در این مسیر، ایرانی یا غیر ایرانی بودن، و مذهبی یا غیرمذهبی بودن کتاب، عامل مهمی برای انتخاب‌شان نیست.

ایشان در پاسخ به این سوال که آیا به فکر گسترش فعالیت‌هایشان خارج از استان هستند یا خیر، فرمودند که فعلا قصد ندارند از استان کهگیلویه و بویراحمد خارج شوند و به نظرشان بهتر است تا یک منطقه به خوبی پروش یابد تا این که کارهای پراکنده و با کیفیت کمتر انجام شود؛ البته انتقال تجربه‌هایی به فعالین و علاقه مندان از دیگر استان ها انجام شده است. 

ارائه دهنده بعدی، خانم فرحناز نژاد غفوری، متولد و ساکن جزیره قشم بودند. قشم، که بزرگترین جزیره خلیج فارس است، حدود ۶۰ روستا دارد.  ایشان که ۱۵ سال سابقه آموزش کودکان دارند، به دنبال پاسخ این پرسش بودند که توجه به کودکان، چگونه می‌تواند به توسعه یافتگی جزیره کمک کند. به نظر ایشان، از توسعه کودکان تا توسعه انسانی مسیری وجود دارد؛ زیرا پرداختن به توسعه کودکان، توجیه اجتماعی، آموزشی، بیولوژیک و اقتصادی دارد. تمرکز ایشان بر کودکان ۶ ساله و کوچکتر است؛ از نظر ایشان این کودکان در عین محدودیت‌هایی که در امکانات دارند، هیچ محدودیتی در ذهن و عمل خود متصور نیستند. خانم نژاد غفوری با توجه به دغدغه‌هایی که داشتند رشته تحقیقات آموزشی را در مقطع کارشناسی ارشد انتخاب کرده و پایان نامه خود را با موضوع ارزیابی کیفیت مراکز پیش از دبستان شهرستان قشم، مبتنی بر استاندارد بین المللی اکرز ( ECERS ) تدوین کردند. ایشان در این پژوهش کیفیت مراکز مهد و پیش دبستانی قشم را ارزیابی نمودند. نتایج کلی این ارزشیابی را در نمودار زیر می‌بینیم. از آنجاییکه هیچ کدام از شاخص‌ها نمره بالای ۳.۵ دریافت نکردند، خانم نژادغفوری مصمم شدند که به انجام طرحی تحول آفرین در قشم مبادرت بورزند. 

 طرح «قشم ، جزیره ای برای کودکان» با هدف ارتقای کیفیت زیست کودکان شروع به کار کرد. در طی فعالیت‌های سال‌های اخیر، ایشان تلاش دارد که قشم را به سمت تبدیل شدن به یک جزیره دوستدار کودک سوق دهد. از فعالیت‌های ایشان، می‌توان به اولین کمپین ساحل پویا برای شن بازی کودکان، برپایی پویش همگانی «با من بساز» برای ساخت عروسک‌های بومی جزیره با هدف ارتقای شاخص بازی‌های نمایشی، برگزاری جشنواره « ریغ و پیش » به معنای شن و برگ نخل و طرح همگانی «هارگیز کردی» برای ترویج کتابخوانی با استفاده از این سنت بومی محلی (در روز نیمه شعبان کودکان با مراجعه به خانه همسایه‌ها از آنها هدیه می‌گیرند) اشاره کرد. 
به طور کلی، خانم نژادغفوری داشتن دوران کودکی مطمئن و قدرتمند را باعث بالاتر رفتن احتمال توسعه یافتگی به همراه رشدیافتگی منطقه می‌دانند. 

در ادامه ی سخنرانی‌های جذاب و متفاوت روز دوم همایش، آقای میثم لورگی، معلم و مدیر مدرسه و موسس انجمن راه مدرسه، به بیان تجربیات ۱۲ ساله خود پرداختند. ایشان که در رشته جامعه شناسی و حقوق تحصیل کرده‌اند، بعد از فراغت از تحصیل، به کهنوج در استان کرمان و به روستای خود بازگشتند و در مدرسه‌ای که خودشان در آن تحصیل کرده بودند، به تدریس پرداختند. به واسطه آشنایی با مشکلات منطقه و دغدغه‌ای که برای وضعیت دانش آموزان داشتند، فعالیت‌های اجتماعی را در منطقه شروع کردند. به گفته ایشان، متاسفانه کهنوج در مسیر قاچاق مواد مخدر قرار گرفته است و خانواده‌های بسیاری از دانش آموزان، درگیر خرده فرهنگ بزهکاری هستند؛ همچنین اعتیاد دانش آموزان و مسائل طایفه‌ای و قبیله ای نیز از مشکلاتی است که گریبان‌گیر منطقه است. 

 آقای لورگی، فعالیت خود را در روستا در زمینه تغییر نگاه دانش آموزان متمرکز کردند. شعار ایشان برای دانش آموزان‌شان، « نظم، پرسشگری، کشف حقیقت و دوری از خشونت» است. به نظر ایشان، راه اصلاح جامعه از مدرسه می‌گذرد. چکیده فعالیت‌های متنوع ایشان در ده سال گذشته به تاسیس انجمن راه مدرسه منتهی شد که در آن، معلمین دغدغه‌مند به حل معضلات روستا و ایده‌پردازی برای شکوفایی بهتر استعداد‌های دانش آموزان می‌پردازند. 

ایشان به عنوان مثالی از کارگاه‌هایشان، به کارگاه روزنامه خوانی اشاره کردند که باعث شد یکی از بچه‌های روستا خبرنگار روستای خود شود و اکنون مطالبات مردم را از طریق روزنامه محلی دنبال کند. از دیگر فعالیت‌های ایشان می‌توان به ستون راه مدرسه در روزنامه محلی رودبار زمین (نام دیگر منطقه ) اشاره کرد. در انتها، آقای لورگی دقایقی به صحبت با گویش محلی خود پرداختند که برای شرکت کنندگان بسیار لذت بخش بود.

به عنوان آخرین ارائه روز دوم، آقای محمود حسینی از دزفول به اختصار فعالیت‌های خود در سال‌های طولانی معلمی عشایر را تشریح نمودند. در ابتدا ویدئویی از سخنرانی ضبط شده ایشان که به طور اختصاصی برای همایش تهیه شده بود پخش شد(این ویدئو، بعدا در وبسایت مدرسه توسعه پایدار قرار خواهد گرفت). از دیدگاه آقای حسینی، عدم تناسب داشته‌ها و سبک زندگی و میراث عشایر با آموزش‌های رسمی مدارس، چالش بسیار مهمی است. ایشان فعالیت‌هایی برای ثبت فرهنگ شفاهی منطقه داشتند و اولویت فعالیت‌های آموزشی‌شان را ایجاد خودباوری در دانش آموزان عنوان کردند. به نظر ایشان، میراث فکری و فرهنگی عشایر بسیار ارزنده است و باید طوری عمل کرد که کودکان عشایر، ضمن خودآگاهی نسبت به داشته‌های ارزشمند خود، حسرت داشته‌های دیگران را نخورند و لذا با آموزش خودباوری، بایستی زمینه توسعه و شکوفایی را درآنان فراهم کرد.

همایش «آموزش در مسیر محرومیت زدایی» که به بهانه‌ای برای جمع شدن بیش از 190 فعال و علاقه مند حوزه آموزش در مناطق کم برخوردار از تمامی استان‌های ایران، تبدیل شده است، در روز سوم(جمعه)، به پایان خواهد رسید و به ویژه در پنل پایانی با حضور تمامی سخنرانان، به جمع بندی مباحث خود خواهد پرداخت. 

 

(ثبت نام در روز پایانی همایش که جمعه و از ساعت 16 تا 19 برگزار خواهد شد: کلیک کنید)
 

مدرسه توسعه پایدار

«باور محرومیت»، مانعی بزرگ در شکوفایی مردمان مناطق کمتربرخوردار

 

این روزها، مدرسه توسعه پایدار، همایش سه روزه ای را برگزار می کند که جمع متنوع و گسترده ای را با دغدغه ی ایران و از جای جای کشور بر بستر فضای مجازی گرد هم آورده است. همایش «آموزش در مسیر محرومیت زدایی» با استقبال خوب و مشارکت گسترده 180 نفر شرکت کننده از فعالین اجتماعی، آموزشی و علاقه مندان مسائل مناطق محروم و کمتر برخوردار، شروع به کار کرد. در روز ابتدایی این رویداد، چهار سخنران از فعالین این حوزه به ارائه ی مطالب خود پرداختند که در ادامه به اختصار به نکات هرکدام از ارائه ها می پردازیم. 

ابتدا آقای هامون طهماسبی، مسئول برنامه مدرسه توسعه پایدار به معرفی دغدغه‌های همایش پرداختند: در این رویداد، بناست به پاسخ این پرسش بپردازیم که نیازهای آموزشی اولویت دار سرمایه‌های انسانی مناطق کم برخوردار برای کمک به مسئله محرومیت زدایی در منطقه خود کدام اند؟ از نظر آقای طهماسبی، «ذهنیت محرومیت» و تلقی از «پیشرفت»، مهمترین عامل اثرگذار بر تقویت چالش های امروز کشور در مواجهه با روستا و مناطق محروم است: در مواجهه با مناطق کمتربرخوردار که متاسفانه به مناطق محروم شهرت پیدا کرده اند ، دائما تکیه بر ناتوانی ها و نداشته هاست؛ در صورتی که وقتی به این مناطق با دقت نگاه می کنیم، متوجه می شویم که در بسیاری از زمینه ها اتفاقا دست منطقه خالی نیست و در بسیاری جنبه ها، از شهرها و کلانشهرها، سرتر هستند. همچنین باید توجه داشت که آن کسانی که باعث پیشرفت منطقه خواهند شد ، مردم هستند و نه مداخله گران. در عین حال می دانیم که تنها نیت خیر مداخله گران کافی نیست و گاهی این حس خوب باعث گمراهی کسانی خواهد شد که به قصد محرومیت زدایی در منطقه فعالیت می کنند. ضعف نگرشی و دانشی در بین فعالین این حوزه مشهود است. در حال حاضر، هزاران گروه در مناطق کمتربرخوردار مشغول به کار هستند؛ اما متاسفانه بیشتر آن ها به ابزار و مدل های قابل اتکایی مجهز نیستند که در اثر بخشی آن تردید جدی وجود نداشته باشد.  

سپس، آقای محمد رضا شیخ الاسلامی ، مسئول گروه جهادی شهید رحیمی به ارائه مطالب خود پرداختند . ایشان که تجربه بیش از ده سال معلمی در روستا و سفرهای مختلفی به جنوب کشور و به ویژه منطقه ی بشاگرد در استان هرمزگان را دارند، «باور محرومیت» را یکی از مهم ترین چالش های این مناطق دانستند. از نظر ایشان، باور محرومیت از تمام جلوه‌های محرومیت، سخت تر و سنگین تر است . این باور سرعت گیر چشم اندازهای رشد و توسعه در منطقه است و مداخله گر نیز در ابتدای ورود نمی تواند به راحتی متوجه این باور و این مساله گردد. باور به محرومیت ، «نمی شود » را به جامعه محلی القا می کند. این جامعه احساس می کند که قهرا به طبقه ای به نام محرومین تعلق دارد و هیچ چشم اندازی از تغییر در برابر خود نمی بیند. ایشان در ادامه به بیان تجربیات خود در بشاگرد پرداختند و به این نکته اشاره کردند که راه حل تقویت اعتماد به نفس و خودباوری در مردم هر منطقه را باید در گوش دادن به حرف‌های مردم همان منطقه جست و جو کرد . همچنین  آقای شیخ الاسلامی چندی پیش فیلمی به نام «روایت لیلا » را در منطقه بشاگرد تهیه کرده اند و تجربه  اعتماد به مردم منطقه برای بازیگری در فیلم و تاثیری که این موضوع در اعتماد به نفس آن ها داشته است را تجربه  ارزنده‌ای می دانند. این، اولین فیلم از شهرستان بشاگرد با نقش آفرینی صد در صدی بازیگران بومی است که احتمالا به زودی از طریق صدا و سیما پخش خواهد شد. از نظر آقای شیخ الاسلامی، روستا محروم نیست؛ بلکه مستعد است ، مستعد شکوفایی های بسیاری که باید کشف گردد .

آقای مهدی بهزادی، رئیس شورای شهر گلباف، سومین ارائه دهنده ی روز اول همایش، تجربه ی سال ها معلمی و فعالیت اجتماعی در این شهر را در کارنامه ی خود داشتند. فعالیت های ایشان در این سال ها و حضور ایشان در شورای شهر برکات زیادی برای شهر داشته و اتفاقات خوبی با همکاری مردم رقم زده است. شهر گلباف در دهه های گذشته با کاهش جمعیت و مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم کرده است. از نظر آقای بهزادی، مشکل بسیاری از مناطق کم برخوردار این است که جوانان منطقه پای کار نیستند و این به دلیل مشکلات آموزشی و نگرشی است که غایت آرزوی آنها را مهاجرت به شهرهای بزرگ و انجام کارهای به اصطلاح پشت میزی و راحت می داند. از نظر ایشان می‌توان با آموزش درست و تلاش برای تغییر نگاه جوانان، و به ویژه نسل های آینده بسیاری از مشکلات را حل کرد. در ادامه ایشان با ذکر تجربیاتی از فعالیت های خودشان و همراهان شان در گلباف، به نمونه های این تغییر نگرش در عمل و دستاوردهای حاصل از ان پرداختند.

 در آخرین بخش از روز اول همایش، آقای علیرضا هندیجانی طراح و بنیانگذار جمعیت نیکخواهان سلامت روان شیراز تجربه و نظرات خود را در حوزه ی آموزش در مسیر محرومیت زدایی بیان نمودند. این تجربیات که حاصل فعالیت در شیراز و منطقه ی هودیان است نشان می دهد که از نگاه ایشان، کار فرهنگی نیاز به صبوری و برداشتن گام های کوچک در طول زمان دارد: علاقه مداخله گران به نتیجه گرفتن در کوتاه ترین زمان از بزرگترین مشکلاتی است که در ورود به این مناطق پیش می آید. در ابتدای ورود به منطقه باید تنها مشاهده کرد و به دقت آداب و اخلاق و ویژگی های منطقه را متوجه شد. از دیدگاه ایشان، کودکان مناطق کمتربرخوردار علاوه بر داشتن استعداد و نبوغ مطلوب، از بسیاری از معضلات کودکان شهری از قبیل افسردگی، پژمردگی، معضلات اجتماعی کودکان کار و ... در امان هستند و یکی از با کیفیت ترین انواع زندگی را در سازگاری با محیط زیست تجربه می کنند که باید این واقعیت مهم را به ایشان یادآور شد که چه دارایی‌های ارزشمندی دارند. 

آقای هندیجانی برای کار فرهنگی در منطقه، ابتدا ایجاد علاقه و احساس تعلق به منطقه در کودکان را توصیه می کنند. به طور مثال، ایجاد مشارکت در جمع آوری زباله، رنگ کردن مدرسه، بازسازی خانه بهداشت قدیمی، آشنایی با خاک ، مسابقه خلاقیت در مدارس ، پخت غذا و حلوا از تجربیات ایشان در زمینه ی توانمندسازی منطقه است که نتایج مثبتی برای فعالیت‌هایشان به همراه داشته است. به نظر ایشان، اگر خواستار پیشرفت بچه‌های مناطق کمتربرخوردارهستیم ابتدا باید تلاش کنیم که به خودباوری برسند و سپس می توانیم گام هایی در زمینه ی آشنایی آنان با جوامع بزرگتر و دنیا برداریم که باعث الگوگیری و تلاش آنان برای پیشرفت منطقه خود خواهد شد. ایشان در ادامه اشاره کردند که فرهنگسرای هودیان بعد از خروج گروهشان از منطقه به خوبی با مدیریت اعضای محلی و بدون وابستگی به ادامه فعالیت می پردازد. 

دو روز دیگر از این رویداد باقی است و ماهم مثل شما مشتاقانه منتظر شنیدن دیدگاه‌های باقی سخنرانان و صاحب نظران این عرصه هستیم. گزارش های تفصیلی و تحلیلی این رویداد نیز با فاصله و بعد از همایش جهت استفاده علاقه مندان، در وبسایت مدرسه توسعه پایدار منتشر خواهد شد. به امید ایرانی قدرتمندتر و شکوفاتر.
 

*ثبت نام در دو روز باقیمانده همایش: کلیک کنید

مدرسه توسعه پایدار

یادگیری از تجارب ناموفق و اشتباهات در مسیر توسعه محلی

جلسه ای برای بازگویی اشتباهات آموزنده

دومین نشست یادگیری از تجارب نا موفق و اشتباهات در مسیر توسعه محلی، که در قالب سلسله نشست‌های «توسعه پایدار برای ایران» برگزار می‌شد، با حضور جمعی از فعالین و صاحب‌نظران توسعه محلی و محرومیت زدایی، یکشنبه 27 بهمن 98، از ساعت 4:30 تا 6:30 بعدازظهر در محل پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف برگزار شد.
پس از برگزاری موفق نشست اول با عنوان "یادگیری از تجارب ناموفق و اشتباهات در مسیر توسعه محلی" در تیرماه سال جاری، که مورد استقبال علاقه‌مندان این حوزه قرار گرفت، درخواست‌های متعددی برای ادامه این مسیر و شنیدن روایت‌های متفاوت از تجربیات توسعه محلی داشتیم. در ادامۀ این مسیر در آبان ماه سال جاری فراخوان دیگری برای ارائۀ تجربیات ناموفق در این حوزه منتشر شد که طی آن از فعالان این حوزه خواسته شد در صورت علاقه برای ارائۀ تجربیات ناموفق و آموزنده خود در این مسیر با مدرسه توسعه پایدار تماس بگیرند. از سوی دیگر و به شکل موازی نیز  به سراغ تعدادی از فعالان این حوزه رفتیم تا مشارکت ایشان را در این برنامه جلب کنیم که نهایتا سه نفر از فعالان این حوزه برای ارائۀ تجربه در این نشست انتخاب و دعوت شدند.


اولین ارائه دهنده این جلسه، آقای محمد کاظم متولی از تسهیلگران با سابقه در پروژه‌های توسعه محلی بود. ایشان اهل یزد هستند و فعالیت خود را نیز از همین استان آغاز کرده‌اند و حدود دو دهه سابقه فعالیت در حوزۀ تسهیلگری دارند. تجربۀ ناموفق ایشان مربوط به فعالیت به عنوان تسهیلگر محلی در یکی از پروژه‌های بین‌المللی بود. جایی که رویکرد نادرست مدیران بالادست موجب تحت فشار قرار گرفتن تسهیلگر در رویارویی با جامعه محلی می‌شود و همچنین انتخاب نادرست منطقه هدف برای مداخله نهایتا منجر به سلسله اتفاقاتی می‌شود که سبب ایجاد تنش و بدبینی در جامعه محلی می‌گردد و تسهیلگر را ناگزیر به انتخاب رویکردی میانجیگرانه برای کاهش تنش ایجاد شده می‌نماید.
دومین ارائه دهنده، دکتر مهدی شفیعی بود. ایشان دارای دکتری مدیریت هستند و حدود 20 سال به آموزش و مشاوره در زمینه تسهیلگری، به ویژه در حوزه تشکیل صندوق‌های اعتباری خرد در نقاط مختلف کشور پرداخته‌اند. تمرکز ارائه ایشان بر نقاط ناموفق تجربۀ اجرای طرح تشکیل صندوق‌های اعتباری خرد در کشور بود که عامل اصلی آن از نظر ایشان این است که صندوق که ابزاری برای توسعه و ایجاد کسب و کارهای متوسط و خرد بوده، در بسیاری از پروژه‌ها، به عنوان «هدف» در نظر گرفته شده و از دیگر اجزای زنجیرۀ ایجاد کسب و کار و توسعه محلی جدا شده که منجر به ناموفق بودن برخی از این صندوق ها در دست‌یابی به اهداف مدنظر شده است.
آخرین ارائه دهنده، خانم الهام مراد بود. ایشان در حوزۀ آموزش در مناطق محروم فعالیت دارد و تجربه‌ای از اولین سال فعالیت خود در این حوزه ارائه کرد. تجربه‌ای که به موجب آن گروهی از دانش آموزان یک منطقه محروم انتخاب شده و مورد آموزش‌های ویژه قرار گرفته بودند. موضوع ارائه ایشان، اشتباه در تأکید بر امکانات موجود و نیروی انسانی در درسترس تیم پروژه، به جای توجه به نیاز واقعی مخاطب و در نتیجه برداشت سطحی از نیازسنجی در این پروژه بوده است که ممکن است پیامدهای نامطلوب و متضادی با اهداف مدنظر برای محرومیت زدایی در بر داشته باشد.
پایان بخش جلسه، پرسش و پاسخ مخاطبان و ارائۀ نظرات بود. گفتنی است با توجه به ماهیت این جلسه که بیان اشتباهات و تجارب ناموفق است و طبق توافقی که با سخنرانان شده بود، گزارش مشروحی از این جلسه منتشر نمی‌شود و مقرر شد که با توجه به استقبال مخاطبان، در سال 99 نیز جلساتی از «نشست‌های توسعه پایدار برای ایران» مجددا به این موضوع اختصاص پیدا کند.

***

قدردانی از همراهی شرکت بوتان

گروه  بوتان، از این نشست، به عنوان حامی ویژه سلسله نشست‌های «توسعه پایدار برای ایران» در کنار ما قرار گرفته است. مدرسه توسعه پایدار، قدردان نگاه مثبت و همراهی بلندنظرانه مدیران محترم این مجموعه تولیدی با سابقه کشورمان است. امیدواریم که در کنار همراهی سایر اشخاص و نهادهای دغدغه مند، با همدیگر بتوانیم قدم مثبتی برای اعتلا و پیشرفت و آبادانی میهن عزیزمان برداریم.

مدرسه توسعه پایدار

«آموزش در مسیر محرومیت زدایی»

آنچه کودکان و نوجوانان مناطق کمتر برخوردار نیاز دارند

 

زمان برگزاری: 15 اسفند 98
ساعت برگزاری: 13 تا 19-دانشگاه صنعتی شریف

معرفی:

مدرسه توسعه پایدار دانشگاه شریف قصد دارد همایشی با موضوع نیازهای آموزشی کودکان مناطق محروم برگزار کند. ایده محوری این رویداد، پرداختن به نیازهای دانشی، نگرشی و مهارتی مورد نیاز نسل آینده مناطق محروم است که در واقع کودکان و نوجوانان دنیای امروز هستند.

مطالعات پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف بر روی تجارب داخلی و خارجی، موید این نکته است که سرمایه‌گذاری بر نسل آینده مناطق محروم، یکی از موثرترین و پر بازده ترین سرمایه‌گذاری‌ها در راستای اهداف محرومیت زدایی است. در واقع کودکان و نوجوانانی که امروز بین 7 تا 15 سال سن دارند در چشم برهم زدنی 20 تا 30 ساله شده و در قالب نقش‌هایی چون مادر، پدر، معلم، کارمند، کارآفرین، کشاورز و تاجر در محل زندگی خود می‌توانند منشا خدمت باشند. 

دغدغه محوری این همایش، گردهمایی فعالین حوزه آموزش و تعلیم و تربیت است که به طور مشخص در حوزه کودکان و نوجوانان مناطق محروم فعالیت می‌کنند تا از رهگذر مباحثات و انتقال دانش و تجربه، موضوعات آموزشی اولویت‌دار و نیازمندی‌های ویژه برای ساختن نسلی پویا، پرتلاش، دارای چشم انداز مثبت و تحول آفرین در این مناطق شناسایی شود و تجارب و ابزارهای متنوعی که توسط فعالین اجتماعی و فعالین تربیتی در این مناطق مورد استفاده قرار می‌گیرد، معرفی شده و به اشتراک گذاشته شود. این رویداد، یک بهانه خوب برای گردهمایی فعالین حوزه تعلیم و تربیت در مناطق محروم است تا ضمن کمک به ایجاد یک بینش مشترک، تشریک مساعی و هم‌افزایی بین فعالین این حوزه نیز صورت بگیرد و در عین حال، نهادها و گروههای فعال در حوزه محرومیت‌زدایی نیز با این جنبه از فعالیتهای محرومیت‌زدایی، بیشتر آشنا گردند.

اهداف همایش:  1-گردهمایی و شناسایی فعالین این حوزه 2-بررسی نیازهای آموزشی کودکان مناطق محروم از دید فعالین این حوزه 3-گفت‌وگو پیرامون روش‌های پاسخگویی به نیازهای آموزشی کودکان مناطق محروم 4-شناسایی حوزه‌های مهم و اولویت‌دار فعالیت‌های آموزشی در مناطق محروم با هدف «کمک به رفع محرومیت از منطقه»
ما در این همایش به دنبال پاسخ به این سوال‌ها هستیم:
•    از نظر «مهارتی»، «نگرشی» و «دانشی»، چه نیازهای یادگیری ویژه‌ای برای این کودکان جهت ایفای هر چه بهتر نقش‌های محلی در آینده و در راستای «کمک به رفع محرومیت از منطقه خود» وجود دارد؟
•    گروه‌های فعال و تجارب موفق در این زمینه کدام‎‌اند و محور فعالیت‌هایشان چیست؟
•    از منظر نیازهای یادگیری، چرا نسل امروز و جوانان فارغ التحصیل دانشگاهی در مناطق محروم نمی توانند منشا اثر در حوزه های توانمندی یا دانش آموختگی خود باشند؟

آنچه این همایش به آن نمی‌پردازد:
•    مسائل حوزه وزارت آموزش و پرورش(مانند معلمان، کمبود مدارس، قوانین و ...)
•    نیازهای مرتبط با دروس رسمی آموزش و پرورش (ریاضی، فیزیک، کنکور و ...) و نیز نیازهای عام آموزشی که ارتباط آن با مسئله محرومیت‌زدایی در منطقه مشخص نباشد.
•    کودکان در معرض آسیب(کودکان کار، خانواده های درگیر اعتیاد و ...)
•    مناطق محروم حاشیه شهرهای بزرگ
•    استعدادیابی با هدف نجات شخص (و نه منطقه) از چرخه محرومیت
 

مخاطبان اصلی: گروه‌های مردمی، دولتی و حاکمیتی فعال در عرصه محرومیت‌زدایی، وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، و  فرهنگ و ارشاد اسلامی، دانشگاهیان، فعالین حوزه تعلیم و تربیت در مناطق محروم، صدا و سیما 


دعوت به مشارکت:

چنانچه در یکی از مناطق کمتر برخوردار زندگی می کنید یا تجربه فعالیت آموزشی با هدف محرومیت زدایی در این مناطق را داشته اید، با ما تماس بگیرید. هم در سخنرانی های این همایش و هم در گزارشهای خبری قبل و بعد از همایش، امکان حضور شما وجود دارد.

همچنین در بخشی از رویداد ما قرار است سخنرانی در قالب ویدئوهای کوتاهی از فعالین اجتماعی-آموزشی نقاط مختلف کشور داشته باشیم برای افرادی که به دلیل دوری راه، امکان حضور فیزیکی در این رویداد را ندارند.

چنانچه ایده، دغدغه یا تجربه ای دارید که در چارچوب اهداف این رویداد می گنجد، از طریق فرم پایین صفحه، یا تماس با دبیر اجرایی همایش با ما در میان بگذارید(خانم رحیمی- 09135474008).

 

ثبت نام جهت شرکت در این رویداد:

اطلاعات ثبت نام برای شرکت کنندگان عادی و عموم مخاطبان رویداد، در نیمه دوم بهمن از طریق کانال تلگرام مدرسه توسعه پایدار ارائه خواهد شد. با ما همراه باشید.

مدرسه توسعه پایدار

هشتمین جلسه از سلسله نشست‌های توسعه پایدار برای ایران، به پرونده توسعه محلی اختصاص دارد و قصد دارد با رویکرد یادگیری، به واکاوی اشتباهات و تجارب ناموفق در فعالیت‌های توسعه محلی بپردازد.

👈هیچ تجربه ای کاملا موفق نیست و هیچ تجربه ای هم کاملا شکست خورده نیست. می خواهیم این بار، بر گوشه های «ناموفق» تجارب مان، متمرکز شویم. این جلسه، در واقع یک گردهمایی است برای دعوت به یک یادگیری جمعی؛ یک یادگیری جمعی از اشتباهات و شکست ها!



شاید شما هم مثل بسیاری از دغدغه مندان حوزه محرومیت‌زدایی، زیاد به این سوال برخورد کرده باشید که مدل مناسب برای مداخله در یک جامعه محلی و کمک به پیشرفت و آبادانی آن چیست؟ باور ما در مدرسه توسعه پایدار این است که پاسخ به این سوال، راحت نیست و برای یافتن راه حل‌های موثر برای توسعه پایدار ایران عزیزمان، باید نگاهی درون زا داشته باشیم و با نگاهی ویژه به تجارب داخلی به توسعه دانش بپردازیم.

در همین راستا، بسیار پیش می‌آید که ما در جلسات ارائه‌ای شرکت می‌کنیم که در آن گروه‌ها و سازمان‌های توسعه‌ای، از تجربیات موفق خود می‌گویند و از این طریق به دنبال ترویج تجربیات و دانش توسعه محلی در کشور هستند. با این حال و علی رغم فواید انکارناپذیر چنین جلساتی، یکی از راه‌های مغفول مانده یادگیری و شاید یکی از بهترین‌های آن، مرور و ارزیابی فعالیت‌های گذشته و اشتباهات است. 

در اشتباهات، درس‌های زیادی برای یادگیری و رشد وجود دارد. با این نگاه، هشتمین جلسه از نشست‌های «توسعه پایدار برای ایران» قصد دارد تا با ترویج این فرهنگ یادگیری در بین فعالین توسعه محلی و گروه‌ها و سازمان‌های توسعه‌ای، با حضور متخصصان، صاحب نظران و فعالین این حوزه، به ارتقای بینش و افزایش دانش دغدغه‌مندان این حوزه نیز کمک کند.


شرکت در جلسه:

*پیش‌تر و در بهمن 1397، فراخوانی برای علاقه‌مندان به ارائه تجربه در چنین جلسه‌ای منتشر شده بود. همه عزیزانی که در آن مقطع با ما در این باره مشارکت کردند، به پاس قدردانی برای شرکت در این جلسه دعوت خواهند شد.

*همچنین، این برنامه مهمانان ویژه‌ای از میان اساتید دانشگاه و فعالین توسعه محلی در ایران نیز دارد که دارای تجربه‌های مرتبط با موضوع نشست هستند و در این رویداد به ارائه تجارب خود خواهند پرداخت.

*علاوه بر این، اگر در فراخوان قبلی مشارکت نداشته‌اید، اما فکر می‌کنید تمایل به ارائه تجربه مرتبط با موضوع جلسه دارید، در صورت کفایت یادگیری تجربه‌تان، ممکن است بتوانیم شما را به فهرست ارائه دهندگان این رویداد نیز اضافه کنیم. در این باره با ما تماس بگیرید.

*نهایتا اینکه تعدادی ظرفیت خالی نیز باقی است که علاقه‌مندان به فعالیت‌های محرومیت زدایی، فقرزادیی و به طور کلی توسعه محلی، جهت بهره‌گیری از آموزه‌های ارائه دهندگان، می‌توانند از طریق انجام ثبت نام در آدرس evand.com/sdschool در این رویداد شرکت کنند.

*با توجه به تخصصی بودن موضوع رویداد و ظرفیت محدود پیش‌بینی شده برای آن، شرکت در این جلسه فقط از طریق مجاری گفته شده در بالا امکان پذیر خواهد بود.

*چنانچه نیاز به اطلاعات بیشتر در این رابطه داشتید، با شماره تلفن 09127387710  (آقای محمد قاسمی-دبیر اجرایی نشست) تماس بگیرید.


زمان: سه شنبه 18 تیر-ساعت 4.5 تا 7

مکان: پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه صنعتی شریف


ارائه دهندگان:

ناصر نوربخش-فعال توسعه محلی و مسئول اتاق کارآفرینی مدارس در بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان

علیرضا عبدالله زاده-دانش آموخته سیاستگذاری دانشگاه هاروارد و مدیر گروه توسعه و سیاستگذاری توس

محمد قاسمی-دبیر برنامه فقر و توسعه پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف

هامون طهماسبی-فعال حوزه توسعه پایدار و بنیانگذار مدرسه توسعه پایدار دانشگاه صنعتی شریف

پوران اسماعیلی-مدیرعامل انجمن نیکوکاری یاران جامع

سعید شایان-راهبر اشتغال قرارگاه پیشرفت و آبادانی استان همدان

مدرسه توسعه پایدار

4 اردیبهشت ماه 1398، دانشگاه صنعتی شریف میزبان همایش متفاوتی در حوزه محرومیت‌زدایی بود که به همت مدرسه توسعه پایدار و با حمایت مالی «جامعه یاوری فرهنگی» برگزار شد. همایش «بشاگرد و محرومیت: رهایی یا تثبیت؟»، با هدف بازخوانی تجارب چند دهه فعالیت محرومیت‌زدایی در منطقه بشاگرد و گردهم‌آوری ذی‌نفعان مختلف مرتبط با فعالیت‌های توسعه‌ای در این منطقه برگزار شد.

بشاگرد، نام منطقه‌ای با 30 هزار نفر جمعیت و با دسترسی دشوار در شمال شرق استان هرمزگان است. منطقه‌ای دور افتاده که شامل ده‌ها روستا به مرکزیت سردشت می‌باشد. منطقه‌ای با جغرافیای خشک و خشن که به دلیل بعد مسافت و نبود جاده هموار، کمبود زیرساخت‌های خدماتی، بهداشتی و آموزشی و نیز وابستگی اغلب مردم این منطقه به نهادهای حمایتی نظیر کمیته امداد، از ابتدای دهه 60 به عنوان سمبل مناطق محروم در کشور شناخته شده است. بشاگرد، در ابتدای دهه 60 و با تلاش‌های زنده یاد حاج عبدالله والی که از تهران به آن منطقه رفت و عمر خود را با عشقی بی پایان برای کمک به مردمان آنجا وقف کرد، بر سر زبان‌ها افتاد و در چند دهه گذشته، نهادهای مختلفی از گروه‌های جهادی، سازمان‌های مردم‌نهاد، و دستگاه‌های دولتی گرفته تا بخش خصوصی، کمک‌های گوناگونی به مردمان ساکن آن کرده‌اند.

با این حال، سوال پیش روی این برنامه این بود که چه زمانی قرار است برچسب محرومیت از بشاگرد برداشته شود؟ و چرا در حال حاضر بشاگردی باید واژه محروم را یدک بکشد؟ آیا رویکرد نهادهای حمایتی در مواجهه با بشاگرد، درست بوده است یا نیاز به بازنگری دارد؟ درس آموخته‌های چند دهه فعالیت‌های محرومیت‌زدایی در بشاگرد چه بوده است و از این درس آموخته‌ها چه بهره‌ای برای کمک به سایر مناطق محروم در ایران می‌توان گرفت؟

در واقع، بشاگرد یک نماد از همه مناطق محروم کشور است که این همایش قصد داشت به بهانه آن، ضرورت نگاهی دیگرباره به رویکردهای محرومیت‌زدایی و توسعه محلی را گوشزد کند. وجود سخنرانان متنوع از اقشار مختلف و با عقاید و دیدگاه‌های بعضا متضاد، اولین چیزی بود که در این رویداد، بیش از همه به چشم می‌آمد و نمی‌شد گفت این رویداد را چه کسی سفارش داده است. موضوعی که برگزارکنندگان رویداد نیز بر آن تاکید داشتند: "این یک همایش سفارشی نیست!" و به نظر می‌رسد این گوناگونی ذی‌نفعان مختلف و دیدن و شنیدن آنها، یکی از حلقه‌های مفقوده رویکردهای غالب محرومیت‌زدایی و توسعه محلی در کشورمان است.

رضا درمان، مدیرعامل جامعه یاوری فرهنگی، به عنوان اولین سخنران این رویداد، با ابراز تاسف از اینکه "گفتمان فقر" در همه جای کشور رسوخ کرده و مردم جمع می‌شوند و از خیرین می‌خواهند که برای آنها کاری بکنند، اعلام داشت که: ما در ایران، بیش از فقر مالی، با فقر فرهنگی مواجهیم و به عنوان سازمانی که در زمینه آموزش کار می‌کند باید یاد بگیریم که چگونه می‌توان این اراده را در مردم ایجاد کرد که خود به سمت حل مشکلات بروند.

سید محمدرضا حسینی (مشاور سابق رییس کمیته امداد امام خمینی در امور ویژه) نیز با اشاره به مسائل ساختاری در پیدایش مناطق محروم، عنوان کرد که بشاگرد یک منطقه نیست؛ بلکه یک «منطق» حاکم بر بسیاری از منطقه‌های کشور ماست. او ضمن تمجید از فعالیت‌های جهادی و مردمی برای کمک به مناطق محروم، عنوان کرد این فعالیت‌ها کافی نیست و باید همه آنها به زمینه‌سازی برای مقابله با آن منطقی منجر شود که بشاگردها را به وجود می‌آورند. به تعبیر او، اگر تلاشی که در مناطق محروم اتفاق می‌افتد باعث نشود که بعداً ما به عنوان مسئول درک داشته باشیم نسبت به این محرومیت، این یک کار ناقص است.

حسین شادزی، تسهیل‌گر اشتغال روستایی که خود در حال حاضر در بشاگرد فعال است، نیز در صحبت‌های خود، گفت : "واقعیت این است که ما وقتی از توسعه حرف می‌زنیم فکر می‌کنیم نوابغی هستیم که می‌توانیم طرح‌هایی را برای مردم اجرا کنیم که به ذهن آنها نرسیده است و منبع الهام برای آنها باشیم."

او به تجربیات خود در پای کار آوردن منابع مردمی برای طرح‌های اشتغال زایی گفت؛ آنهم از مردمانی که در ابتدا انتظارشان این بوده که همه منابع مورد نیاز به شکل خیریه و بلاعوض، به آنها اعطا شود. او ضمن اشاره به تجربه احداث 10 واحد دامداری کلاسیک 120 متر مربعی بدون یک ریال کمک بیرونی، علت آن را اینگونه بیان کرد: چون قریب به 18 ماه فقط با روستاییان رفاقت کردیم؛ با آنها زندگی کردیم، بدون آنکه بخواهیم برای آنها خط مشی بچینیم.

او با سرزنش رویکردهایی که به پرورش فرهنگ محرومیت منجر می‌شوند، این سوال را مطرح کرد که: مگر محرومیت افتخار است که ما اینگونه آن را فریاد می‌زنیم؟! چه شده که در جامعه‌ای که ضرب‌المثل‌هایی مانند «با سیلی صورت‌مان را سرخ نگه می‌داریم» رواج داشته، امروز مرد 50 ساله، در مواجهه با بازدیدکنندگان بیرونی، خود را بدبخت و بیچاره و نیازمند کمک عنوان می‌کند؟

او از خیرین، گروه‌های جهادی و همه‌ کسانی که در مناطقی مانند بشاگرد می‌خواهند فعالیت اشتغال‌زایی کنند، خواست که به عنوان سرمایه‌گذار و نه به عنوان خیّر بر پروژه‌های روستایی سرمایه‌گذاری کنند.

وحید کمر روستا، مسئول هماهنگی گروه‌های جهادی کمیته امداد امام خمینی، ضمن تاکید بر اینکه علی‌رغم تمام کاستی‌ها نباید فراموش کنیم که بشاگرد 40 سال پیش، چه وضعی داشت و امروز چه وضعیتی. او در سخنان خود دو مشکل اصلی در راه محرومیت‌زدایی از مناطقی مانند بشاگرد را، ابتدا، عدم مطالبه کافی از حاکمیت به عنوان مسئول اصلی رفع محرومیت، و دوم نبود نگاه جامع و یکپارچه برای مبارزه با فقر و سیاست‌های متناقض دولت‌ها برای رفع محرومیت در یک منطقه دانست. او به ضرورت وجود یک نقشه و برنامه جامع توسعه اشاره کرد که نقش همه بازیگران از تسهیل‌گر گرفته تا مسئولین در آن مشخص باشد. او وجود  حدود 34 مجموعه در کشور با ماموریت محرومیت‌زدایی و موازی کاری‌های موجود را یک مسئله جدی دانست و خواستار اعتماد بیشتر دولت و حاکمیت به گروه های جهادی، مردمی و NGO ها در این گونه فعالیت‌ها شد.

سیدمحمد مهدی حسینی، مسئول گروه جهادی شهید حججی، سخنان خود را با این جمله از حاج عبدالله والی آغاز کرد که: "بشاگرد را بشاگردی باید آباد کند". او که به واسطه گروه جهادی شهید حججی، سال‌هاست در منطقه بشاگرد تجربه کار مستقیم با مردم به ویژه در حوزه آموزش را دارد، معلمان غیر بومی را یکی از مشکلات بزرگ منطقه دانست که نمی‌توان بر روی آنها سرمایه‌گذاری نمود و بر کمک‌شان به اندازه کافی حساب باز کرد. او ضرورت تقویت روحیه  مطالبه‌گری صحیح مردم از مسئولین و دست اندرکاران را نیز گوشزد کرد و عنوان کرد که: در مورد اشتغال و سایر مسائل اجتماعی منطقه، در یک کلام ما هر جا برویم، برمی‌گردیم به «آموزش». البته منظور ما از آموزش knowledge است و نه science. آموزشی که برای گره‌گشایی مردم از مشکلات خودشان، راهگشا باشد. نکته آخر مورد تاکید او نیز ضرورت ایجاد ساز و کاری برای شناسایی و هماهنگی فعالیت‌های گروه‌های مختلف جهادی و مردمی فعال در مناطقی مانند بشاگرد است که بتوانند هم‌افزایی داشته باشند.

دکتر شهیندخت خوارزمی، استاد دانشگاه در سخنرانی خود تاکید کرد هیچ توسعه پایداری اتفاق نمی‌افتد مگر به دست مردم. او با ذکر تجربیاتی از فعالیت‌های خود و همسرش در منطقه خبر، «مردمی بودن» را یک اصل بنیادین عنوان کرد: ما باید عرصه‌ای فراهم کنیم که مردمی که نا امید شده‌اند و امیدی به آینده ندارند و مردمی که احساس ناتوانی می‌کنند وسط صحنه بیایند و طوری حس توانمندی به آنها دست دهد که طراح تغییر سرنوشت خودشان بشوند. خوارزمی و همسرش آقای دکتر شهریاری، با تاکید بر استفاده از تکنولوژی و به ویژه فناوری ارتباطات، عنوان کردند که: با توجه به پراندگی مکانی مناطق هدف، نمی‌توانیم در همه شان مدرسه بسازیم و معلم‌های خوب را به آنجا ببریم؛ اما می‌توانیم با استفاده از فناوری، آموزش را به شکل مجازی به سهولت به روستاها منتقل کنیم. ایشان در صحبت‌های خود، بر لزوم همراهی دولتی‌ها نیز اشاره کردند و گفتند: مقامات شهرستان را باید با خودتان همراه کنید. شما نمی‌توانید متولی توسعه پایدار یک روستا باشید و آنها را نادیده بگیرید و از کنارشان عبور کنید!

دکتر میکائیل عظیمی، محقق حوزه اقتصاد توسعه، در صحبت‌های خود در باب علت به سرانجام نرسیدن تلاش‌های محرومیت زدایی در مناطقی مانند بشاگرد، عنوان کرد که متولیان امر در حوزه سیاستگذاری و تصمیم‌گیری کشور، فعالان عرصۀ میدانی، تسهیل‌گران و تشکل‌های مردمی، بیشتر درگیر تحلیل‌های سطح خرد هستند. تحلیل‌هایی از این دست که لبخندی بر لبان یک فقیر بنشیند یا گره‌ای از مشکلات خانواده‌ای در یک روستا باز شود که در سطح خرد موجه و قابل تقدیر است، اما همان اقدام در سطح کلان به همان میزان مثبت ارزیابی نمی‌شود. او سپس با تاکید بر لزوم بازنگری در مفهوم ارزیابی، پاسخ به سه پرسش همزمان را برای این مقصود ضروری دانست: یکی این که بشاگرد چه بوده و الان چه هست؟ ضلع دوم، این است که در مقایسه با ظرفیت‌ها یا پتانسیل‌ها و مزیت‌های منطقه بشاگرد، اقدامات صورت گرفته چه تناسبی دارد؟ و سوال سوم که نباید از آن غافل بود، اینکه بشاگرد طی سال‌های گذشته در مقایسه با مناطق دیگر چه وضعیتی پیدا کرده است؟

او با تاکید بر لزوم درون‌زایی توسعه، گفت که: در ادبیات توسعه، یک تفاوت بسیار جدی وجود دارد بین امرار معاش و چرخۀ توسعه. امکان دارد شما سکونت‌گاهی را از گرسنگی نجات دهید؛ اما نمی‌توانید نام این رها شدن از گرسنگی را بگذارید «ورود به چرخۀ توسعه»؛ ورود به چرخه توسعه، نیاز به انباشت دارد؛ باید پس انداز شکل بگیرد و پس اندازها متراکم شود و این پس اندازهای متراکم‌شده، منبعی شود برای تغییر معنادار در آن جامعه. اگر با این اصول نگاه کنیم، می‌بینیم که علی‌رغم همه تلاش‌های 30-40 سال گذشته، ما هنوز راهی بسیار طولانی داریم. تا زمانی که ما سیاست‌های نادرست و غلط چند دهه گذشته را تکرار کنیم، بشاگردها شانسی برای خروج از چرخه‌های توسعه نیافتگی، نخواهند داشت.

دکتر روح الله ایزدخواه، محقق و فعال حوزه توسعه محلی، آخرین سخنران این رویداد بود که در سخنانش گفت: اشتباه بزرگ ما این است که وقتی سراغ منطقه محروم می رویم، سراغ نداشته های آن و فاصله اش با کلان‌شهرها می رویم؛ او با طرح سوالاتی، برچسب محرومیت را به چالش کشید: چه کسی و با چه شاخصی، «توسعه یافتگی» را تعریف کرده است؟  طایفه مداری و خانواده مداری در کجا بیشتر است؟ رابطه والدین و فرزندان کجا اصالت خود را بیشتر حفظ کرده؟ فرار دختران از خانه در کلان‌شهرها بیشتر است یا مناطق محروم؟ ایزدخواه، از نظر خود، مسئله محرومیت را در این خلاصه کرد که چقدر امکان عاملیت و نقش آفرینی مردم در اینکه امور زندگی خود را اداره کنند، فراهم است. او با انتقاد شدید از نظام برنامه‌ریزی حاکم بر کشور از دهه 70 به بعد، «مردم» را حلقه مفقوده نظام متمرکز فعلی دانست و گفت: ما این را چطور امروز به تکنوکرات ها، تفهیم کنیم که چهل سال پیش که این همه دفتر و اداره و سازمان نداشتیم، مدل مردمی جواب داد؛ بهتر از امروز! در دهه 60، تجاربی از حضور مردم مثل جهادسازندگی، کارهایی کرد که در دنیا بی سابقه بود. او سخنانش را با این جمله پایان برد که: به حضور و عاملیت مردم در اقتصاد و توسعه و پیشرفت باید ایمان بیاوریم و کلید این قصه، «میدان‌داری عناصر جهادی» است.

***

متن کامل صحبت‌های مطرح شده در این همایش و گزارش‌های تکمیلی و تحلیلی این رویداد که برای کنش‌گران حوزه‌‌های توسعه محلی، محرومیت‌زدایی، فقر و غیره می‌تواند راهگشا باشد، به طور کامل در صفحه ویژه «بشاگرد و محرومیت زدایی» در وبسایت مدرسه توسعه پایدار منعکس شده است. برای دسترسی به آنها می‌توانید از طریق این لینک اقدام کنید: http://sdschool.ir/post/30

مدرسه توسعه پایدار