مدرسه توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان ها

. Sharif Sustainable Development and CSR School .
مدرسه توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان ها

مدرسه توسعه پایدار، عنوان برنامه ای است که زیرمجموعه پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف شکل گرفته است و در تلاش است که به توسعه دانش و توانمندی های عمومی مخاطبان خود راجع به حوزه توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی سازمان ها یاری برساند. برای آشنایی با سوابق مدرسه، دوره های آتی و راه های ارتباطی می توانید به منوهای سایت مراجعه کنید.

بشاگرد

کانال تلگرام

کانال تلگرام

کانال تلگرام

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نشست های توسعه پایدار برای ایران» ثبت شده است


چهارم اردیبهشت 1398، دانشگاه صنعتی شریف میزبان همایش متفاوتی بود که به همت مدرسه توسعه پایدار و با همراهی و حمایت جامعه یاوری فرهنگی، برگزار شد. این رویداد که با عنوان «بشاگرد و محرومیت: رهایی یا تثبیت؟» برگزار شد، قصد داشت با نگاهی انتقادی به بازخوانی چند دهه فعالیت های محرومیت زدایی در منطقه بشاگرد بپردازد.

بشاگرد، نام منطقه‌ای با 30 هزار نفر جمعیت و با دسترسی دشوار در شرق استان هرمزگان است. منطقه‌ای دور افتاده که شامل ده‌ها روستا به مرکزیت سردشت می‌باشد. منطقه‌ای با جغرافیای خشک و خشن که به دلیل بعد مسافت و نبود جاده هموار، کمبود زیرساخت‌های خدماتی، بهداشتی و آموزشی و نیز وابستگی اغلب مردم این منطقه به نهادهای حمایتی نظیر کمیته امداد، از ابتدای دهه 60 به عنوان سمبل مناطق محروم در کشور شناخته شده است. بشاگرد، در ابتدای دهه 60 و با تلاش‌های زنده یاد «حاج عبدالله والی» که از تهران به آن منطقه رفت و عمر خود را با عشقی بی پایان برای کمک به مردمان آنجا وقف کرد، بر سر زبان‌ها افتاد و در چند دهه گذشته، نهادهای مختلفی از گروه‌های جهادی، سازمان‌های مردم‌نهاد، و دستگاه‌های دولتی گرفته تا بخش خصوصی، کمک‌های گوناگونی به مردمان ساکن آن کرده‌اند.

با این حال، سوال پیش روی این برنامه این بود که چه زمانی قرار است برچسب محرومیت از بشاگرد برداشته شود؟ و چرا در حال حاضر بشاگردی باید واژه محروم را یدک بکشد؟ آیا رویکرد نهادهای حمایتی در مواجهه با بشاگرد، درست بوده است یا نیاز به بازنگری دارد؟ درس آموخته‌های چند دهه فعالیت‌های محرومیت‌زدایی در بشاگرد چه بوده است و از این درس آموخته‌ها چه بهره‌ای برای کمک به سایر مناطق محروم در ایران می‌توان گرفت؟

****

بشاگرد یک نماد از همه مناطق محروم کشور است و مدرسه توسعه پایدار تصمیم گرفت به بهانه این رویداد، با راه اندازی یک صفحه اختصاصی، ضمن انتشار نتایج این همایش، از این طریق مطالب تکمیلی راجع به بشاگرد و محرومیت زدایی را در دسترس علاقه مندان حوزه محرومیت زدایی و توسعه محلی قرار دهد. به باور ما، دانش توسعه محلی و محرومیت زدایی در ایران، نیازمند تکامل است و ما قصد داریم از این طریق سهمی در این رابطه ایفا کنیم.

 این صفحه به مرور تکمیل می شود و اگر مطلب یا فیلمی داشتید که فکر می کردید مناسب درج در این صفحه است، سپاسگزار می شویم با ما به اشتراک بگذارید.



گزارش مختصری از همایش «بشاگرد و محرومیت: رهایی یا تثبیت؟» به همراه عکس های همایش

 دریافت گزارش مشروح و مبسوط همایش«بشاگرد و محرومیت»؛ شامل همه سخنرانی ها(فایل PDF)

فایلهای صوتی سخنرانی های همایش «بشاگرد و محرومیت» در کانال تلگرام مدرسه توسعه پایدار: 1 و 2 و 3 و 4 و  5 


راه‌های نرفته توسعه محلی و محرومیت زدایی: مصاحبه خبرگزاری مهر با تنی چند از فعالین توسعه محلی و محرومیت زدایی به بهانه همایش «بشاگرد و محرومیت»>>> گفتگویی با شوان صدرقاضی، ناصرنوربخش، علی ملکی، و هامون طهماسبی


«چرا برنامه‌های محرومیت‌زدایی موفق نیست؟»: مصاحبه خبرگزاری ایرنا با احمد خرم، وزیر راه دولت اصلاحات و استاندار هرمزگان در دهه 60 به بهانه همایش «بشاگرد و محرومیت»


پیش خبر و اعلام اهداف همایش «بشاگرد و محرومیت» در خبرگزاری مهر

گزارش خبرگزاری مهر از سخنرانی دکتر میکائیل عظیمی در همایش «بشاگرد و محرومیت»

گزارش خبرگزاری مهر از سخنرانی دکتر روح الله ایزدخواه در همایش «بشاگرد و محرومیت»

 یادداشت انتقادی سایت تابناک درباره همایش «بشاگرد و محرومیت»

گزارش خبرگزاری ایرنا از «همایش بشاگرد و محرومیت»

گزارش خبرگزاری ایرنا-هرمزگان از «همایش بشاگرد و محرومیت»

گزارش خبرگزاری ایسنا از «همایش بشاگرد و محرومیت»

 گزارش روزنامه اعتماد از همایش «بشاگرد و محرومیت»


مستند پیشنهادی: قهرمانی از عالم دیگر

مجموعه مستند تلویزیونی با عنوان «خرم شهر» در سیزده قسمت 30 دقیقه ای، به کارگردانی آقای مهدی فارسی تهیه شده است که در آن، الگوهای مختلفی از فقرزدایی که در بخش غیردولتی شکل گرفته اند و در طول چند دهه گذشته در مناطق مختلف کشور زیبای مان اجرا شده اند، مورد بررسی قرار گرفته است. تماشای این مستندها برای علاقه مندان به فقرزدایی، محرومیت زدایی و به طور کلی توسعه پایدار ایران عزیزمان، می تواند جالب و حاوی نکات قابل توجهی باشد.

مدرسه توسعه پایدار، ضمن دعوت به تماشای همه بخش‌های این مستند(که در آرشیو سایت تله وبیون موجود است)، لینک قسمتی که به معرفی تجربه تلاشهای برادران والی در منطقه بشاگرد اختصاص دارد را با شما به اشتراک می گذارد: https://www.telewebion.com/episode/1907744


سفرنامه خواندنی و تحلیلی دکتر میکائیل عظیمی از سفر نوروز 97  به منطقه بشاگرد

آقای دکتر عظیمی در همایش بشاگرد و محرومیت، در قسمتی از صحبت‌هایشان به این سفرنامه اشاره کردند و با توجه به نگاه تحلیلی آن، مطالعه اش را به همه علاقه‌‌مندان توسعه محلی و محرومیت زدایی توصیه می‌کنیم.


 نهادسازی و پیشرفت درون‌زای منطقه ای : یادداشت کوتاه آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده سیاست‌پژوهشی و مطالعات راهبردی حکمت درباره ی برخی سیاست‌ها و اقدامات مرحوم حاج عبدالله والی در منطقه بشاگرد


بشاگرد: از خان تا پهلوان--یادداشت کوتاه آقای سجاد هجری، پژوهشگر پژوهشکده سیاست‌پژوهشی و مطالعات راهبردی حکمت درباره ی بشاگرد و برخی نظامات اجتماعی آن


******************************************************************

کتاب‌های مرتبط با بشاگرد و محرومیت زدایی-مفید برای علاقه‌مندان محرومیت زدایی و توسعه محلی (به زودی)


 (به زودی به روز می‌شود)

******************************************************************

 بانک اطلاعاتی گروه‌های مردمی و جهادی فعال در بشاگرد (به زودی)


.



مدرسه توسعه پایدار

4 اردیبهشت ماه 1398، دانشگاه صنعتی شریف میزبان همایش متفاوتی در حوزه محرومیت‌زدایی بود که به همت مدرسه توسعه پایدار و با حمایت مالی «جامعه یاوری فرهنگی» برگزار شد. همایش «بشاگرد و محرومیت: رهایی یا تثبیت؟»، با هدف بازخوانی تجارب چند دهه فعالیت محرومیت‌زدایی در منطقه بشاگرد و گردهم‌آوری ذی‌نفعان مختلف مرتبط با فعالیت‌های توسعه‌ای در این منطقه برگزار شد.

بشاگرد، نام منطقه‌ای با 30 هزار نفر جمعیت و با دسترسی دشوار در شمال شرق استان هرمزگان است. منطقه‌ای دور افتاده که شامل ده‌ها روستا به مرکزیت سردشت می‌باشد. منطقه‌ای با جغرافیای خشک و خشن که به دلیل بعد مسافت و نبود جاده هموار، کمبود زیرساخت‌های خدماتی، بهداشتی و آموزشی و نیز وابستگی اغلب مردم این منطقه به نهادهای حمایتی نظیر کمیته امداد، از ابتدای دهه 60 به عنوان سمبل مناطق محروم در کشور شناخته شده است. بشاگرد، در ابتدای دهه 60 و با تلاش‌های زنده یاد حاج عبدالله والی که از تهران به آن منطقه رفت و عمر خود را با عشقی بی پایان برای کمک به مردمان آنجا وقف کرد، بر سر زبان‌ها افتاد و در چند دهه گذشته، نهادهای مختلفی از گروه‌های جهادی، سازمان‌های مردم‌نهاد، و دستگاه‌های دولتی گرفته تا بخش خصوصی، کمک‌های گوناگونی به مردمان ساکن آن کرده‌اند.

با این حال، سوال پیش روی این برنامه این بود که چه زمانی قرار است برچسب محرومیت از بشاگرد برداشته شود؟ و چرا در حال حاضر بشاگردی باید واژه محروم را یدک بکشد؟ آیا رویکرد نهادهای حمایتی در مواجهه با بشاگرد، درست بوده است یا نیاز به بازنگری دارد؟ درس آموخته‌های چند دهه فعالیت‌های محرومیت‌زدایی در بشاگرد چه بوده است و از این درس آموخته‌ها چه بهره‌ای برای کمک به سایر مناطق محروم در ایران می‌توان گرفت؟

در واقع، بشاگرد یک نماد از همه مناطق محروم کشور است که این همایش قصد داشت به بهانه آن، ضرورت نگاهی دیگرباره به رویکردهای محرومیت‌زدایی و توسعه محلی را گوشزد کند. وجود سخنرانان متنوع از اقشار مختلف و با عقاید و دیدگاه‌های بعضا متضاد، اولین چیزی بود که در این رویداد، بیش از همه به چشم می‌آمد و نمی‌شد گفت این رویداد را چه کسی سفارش داده است. موضوعی که برگزارکنندگان رویداد نیز بر آن تاکید داشتند: "این یک همایش سفارشی نیست!" و به نظر می‌رسد این گوناگونی ذی‌نفعان مختلف و دیدن و شنیدن آنها، یکی از حلقه‌های مفقوده رویکردهای غالب محرومیت‌زدایی و توسعه محلی در کشورمان است.

رضا درمان، مدیرعامل جامعه یاوری فرهنگی، به عنوان اولین سخنران این رویداد، با ابراز تاسف از اینکه "گفتمان فقر" در همه جای کشور رسوخ کرده و مردم جمع می‌شوند و از خیرین می‌خواهند که برای آنها کاری بکنند، اعلام داشت که: ما در ایران، بیش از فقر مالی، با فقر فرهنگی مواجهیم و به عنوان سازمانی که در زمینه آموزش کار می‌کند باید یاد بگیریم که چگونه می‌توان این اراده را در مردم ایجاد کرد که خود به سمت حل مشکلات بروند.

سید محمدرضا حسینی (مشاور سابق رییس کمیته امداد امام خمینی در امور ویژه) نیز با اشاره به مسائل ساختاری در پیدایش مناطق محروم، عنوان کرد که بشاگرد یک منطقه نیست؛ بلکه یک «منطق» حاکم بر بسیاری از منطقه‌های کشور ماست. او ضمن تمجید از فعالیت‌های جهادی و مردمی برای کمک به مناطق محروم، عنوان کرد این فعالیت‌ها کافی نیست و باید همه آنها به زمینه‌سازی برای مقابله با آن منطقی منجر شود که بشاگردها را به وجود می‌آورند. به تعبیر او، اگر تلاشی که در مناطق محروم اتفاق می‌افتد باعث نشود که بعداً ما به عنوان مسئول درک داشته باشیم نسبت به این محرومیت، این یک کار ناقص است.

حسین شادزی، تسهیل‌گر اشتغال روستایی که خود در حال حاضر در بشاگرد فعال است، نیز در صحبت‌های خود، گفت : "واقعیت این است که ما وقتی از توسعه حرف می‌زنیم فکر می‌کنیم نوابغی هستیم که می‌توانیم طرح‌هایی را برای مردم اجرا کنیم که به ذهن آنها نرسیده است و منبع الهام برای آنها باشیم."

او به تجربیات خود در پای کار آوردن منابع مردمی برای طرح‌های اشتغال زایی گفت؛ آنهم از مردمانی که در ابتدا انتظارشان این بوده که همه منابع مورد نیاز به شکل خیریه و بلاعوض، به آنها اعطا شود. او ضمن اشاره به تجربه احداث 10 واحد دامداری کلاسیک 120 متر مربعی بدون یک ریال کمک بیرونی، علت آن را اینگونه بیان کرد: چون قریب به 18 ماه فقط با روستاییان رفاقت کردیم؛ با آنها زندگی کردیم، بدون آنکه بخواهیم برای آنها خط مشی بچینیم.

او با سرزنش رویکردهایی که به پرورش فرهنگ محرومیت منجر می‌شوند، این سوال را مطرح کرد که: مگر محرومیت افتخار است که ما اینگونه آن را فریاد می‌زنیم؟! چه شده که در جامعه‌ای که ضرب‌المثل‌هایی مانند «با سیلی صورت‌مان را سرخ نگه می‌داریم» رواج داشته، امروز مرد 50 ساله، در مواجهه با بازدیدکنندگان بیرونی، خود را بدبخت و بیچاره و نیازمند کمک عنوان می‌کند؟

او از خیرین، گروه‌های جهادی و همه‌ کسانی که در مناطقی مانند بشاگرد می‌خواهند فعالیت اشتغال‌زایی کنند، خواست که به عنوان سرمایه‌گذار و نه به عنوان خیّر بر پروژه‌های روستایی سرمایه‌گذاری کنند.

وحید کمر روستا، مسئول هماهنگی گروه‌های جهادی کمیته امداد امام خمینی، ضمن تاکید بر اینکه علی‌رغم تمام کاستی‌ها نباید فراموش کنیم که بشاگرد 40 سال پیش، چه وضعی داشت و امروز چه وضعیتی. او در سخنان خود دو مشکل اصلی در راه محرومیت‌زدایی از مناطقی مانند بشاگرد را، ابتدا، عدم مطالبه کافی از حاکمیت به عنوان مسئول اصلی رفع محرومیت، و دوم نبود نگاه جامع و یکپارچه برای مبارزه با فقر و سیاست‌های متناقض دولت‌ها برای رفع محرومیت در یک منطقه دانست. او به ضرورت وجود یک نقشه و برنامه جامع توسعه اشاره کرد که نقش همه بازیگران از تسهیل‌گر گرفته تا مسئولین در آن مشخص باشد. او وجود  حدود 34 مجموعه در کشور با ماموریت محرومیت‌زدایی و موازی کاری‌های موجود را یک مسئله جدی دانست و خواستار اعتماد بیشتر دولت و حاکمیت به گروه های جهادی، مردمی و NGO ها در این گونه فعالیت‌ها شد.

سیدمحمد مهدی حسینی، مسئول گروه جهادی شهید حججی، سخنان خود را با این جمله از حاج عبدالله والی آغاز کرد که: "بشاگرد را بشاگردی باید آباد کند". او که به واسطه گروه جهادی شهید حججی، سال‌هاست در منطقه بشاگرد تجربه کار مستقیم با مردم به ویژه در حوزه آموزش را دارد، معلمان غیر بومی را یکی از مشکلات بزرگ منطقه دانست که نمی‌توان بر روی آنها سرمایه‌گذاری نمود و بر کمک‌شان به اندازه کافی حساب باز کرد. او ضرورت تقویت روحیه  مطالبه‌گری صحیح مردم از مسئولین و دست اندرکاران را نیز گوشزد کرد و عنوان کرد که: در مورد اشتغال و سایر مسائل اجتماعی منطقه، در یک کلام ما هر جا برویم، برمی‌گردیم به «آموزش». البته منظور ما از آموزش knowledge است و نه science. آموزشی که برای گره‌گشایی مردم از مشکلات خودشان، راهگشا باشد. نکته آخر مورد تاکید او نیز ضرورت ایجاد ساز و کاری برای شناسایی و هماهنگی فعالیت‌های گروه‌های مختلف جهادی و مردمی فعال در مناطقی مانند بشاگرد است که بتوانند هم‌افزایی داشته باشند.

دکتر شهیندخت خوارزمی، استاد دانشگاه در سخنرانی خود تاکید کرد هیچ توسعه پایداری اتفاق نمی‌افتد مگر به دست مردم. او با ذکر تجربیاتی از فعالیت‌های خود و همسرش در منطقه خبر، «مردمی بودن» را یک اصل بنیادین عنوان کرد: ما باید عرصه‌ای فراهم کنیم که مردمی که نا امید شده‌اند و امیدی به آینده ندارند و مردمی که احساس ناتوانی می‌کنند وسط صحنه بیایند و طوری حس توانمندی به آنها دست دهد که طراح تغییر سرنوشت خودشان بشوند. خوارزمی و همسرش آقای دکتر شهریاری، با تاکید بر استفاده از تکنولوژی و به ویژه فناوری ارتباطات، عنوان کردند که: با توجه به پراندگی مکانی مناطق هدف، نمی‌توانیم در همه شان مدرسه بسازیم و معلم‌های خوب را به آنجا ببریم؛ اما می‌توانیم با استفاده از فناوری، آموزش را به شکل مجازی به سهولت به روستاها منتقل کنیم. ایشان در صحبت‌های خود، بر لزوم همراهی دولتی‌ها نیز اشاره کردند و گفتند: مقامات شهرستان را باید با خودتان همراه کنید. شما نمی‌توانید متولی توسعه پایدار یک روستا باشید و آنها را نادیده بگیرید و از کنارشان عبور کنید!

دکتر میکائیل عظیمی، محقق حوزه اقتصاد توسعه، در صحبت‌های خود در باب علت به سرانجام نرسیدن تلاش‌های محرومیت زدایی در مناطقی مانند بشاگرد، عنوان کرد که متولیان امر در حوزه سیاستگذاری و تصمیم‌گیری کشور، فعالان عرصۀ میدانی، تسهیل‌گران و تشکل‌های مردمی، بیشتر درگیر تحلیل‌های سطح خرد هستند. تحلیل‌هایی از این دست که لبخندی بر لبان یک فقیر بنشیند یا گره‌ای از مشکلات خانواده‌ای در یک روستا باز شود که در سطح خرد موجه و قابل تقدیر است، اما همان اقدام در سطح کلان به همان میزان مثبت ارزیابی نمی‌شود. او سپس با تاکید بر لزوم بازنگری در مفهوم ارزیابی، پاسخ به سه پرسش همزمان را برای این مقصود ضروری دانست: یکی این که بشاگرد چه بوده و الان چه هست؟ ضلع دوم، این است که در مقایسه با ظرفیت‌ها یا پتانسیل‌ها و مزیت‌های منطقه بشاگرد، اقدامات صورت گرفته چه تناسبی دارد؟ و سوال سوم که نباید از آن غافل بود، اینکه بشاگرد طی سال‌های گذشته در مقایسه با مناطق دیگر چه وضعیتی پیدا کرده است؟

او با تاکید بر لزوم درون‌زایی توسعه، گفت که: در ادبیات توسعه، یک تفاوت بسیار جدی وجود دارد بین امرار معاش و چرخۀ توسعه. امکان دارد شما سکونت‌گاهی را از گرسنگی نجات دهید؛ اما نمی‌توانید نام این رها شدن از گرسنگی را بگذارید «ورود به چرخۀ توسعه»؛ ورود به چرخه توسعه، نیاز به انباشت دارد؛ باید پس انداز شکل بگیرد و پس اندازها متراکم شود و این پس اندازهای متراکم‌شده، منبعی شود برای تغییر معنادار در آن جامعه. اگر با این اصول نگاه کنیم، می‌بینیم که علی‌رغم همه تلاش‌های 30-40 سال گذشته، ما هنوز راهی بسیار طولانی داریم. تا زمانی که ما سیاست‌های نادرست و غلط چند دهه گذشته را تکرار کنیم، بشاگردها شانسی برای خروج از چرخه‌های توسعه نیافتگی، نخواهند داشت.

دکتر روح الله ایزدخواه، محقق و فعال حوزه توسعه محلی، آخرین سخنران این رویداد بود که در سخنانش گفت: اشتباه بزرگ ما این است که وقتی سراغ منطقه محروم می رویم، سراغ نداشته های آن و فاصله اش با کلان‌شهرها می رویم؛ او با طرح سوالاتی، برچسب محرومیت را به چالش کشید: چه کسی و با چه شاخصی، «توسعه یافتگی» را تعریف کرده است؟  طایفه مداری و خانواده مداری در کجا بیشتر است؟ رابطه والدین و فرزندان کجا اصالت خود را بیشتر حفظ کرده؟ فرار دختران از خانه در کلان‌شهرها بیشتر است یا مناطق محروم؟ ایزدخواه، از نظر خود، مسئله محرومیت را در این خلاصه کرد که چقدر امکان عاملیت و نقش آفرینی مردم در اینکه امور زندگی خود را اداره کنند، فراهم است. او با انتقاد شدید از نظام برنامه‌ریزی حاکم بر کشور از دهه 70 به بعد، «مردم» را حلقه مفقوده نظام متمرکز فعلی دانست و گفت: ما این را چطور امروز به تکنوکرات ها، تفهیم کنیم که چهل سال پیش که این همه دفتر و اداره و سازمان نداشتیم، مدل مردمی جواب داد؛ بهتر از امروز! در دهه 60، تجاربی از حضور مردم مثل جهادسازندگی، کارهایی کرد که در دنیا بی سابقه بود. او سخنانش را با این جمله پایان برد که: به حضور و عاملیت مردم در اقتصاد و توسعه و پیشرفت باید ایمان بیاوریم و کلید این قصه، «میدان‌داری عناصر جهادی» است.

***

متن کامل صحبت‌های مطرح شده در این همایش و گزارش‌های تکمیلی و تحلیلی این رویداد که برای کنش‌گران حوزه‌‌های توسعه محلی، محرومیت‌زدایی، فقر و غیره می‌تواند راهگشا باشد، به طور کامل در صفحه ویژه «بشاگرد و محرومیت زدایی» در وبسایت مدرسه توسعه پایدار منعکس شده است. برای دسترسی به آنها می‌توانید از طریق این لینک اقدام کنید: http://sdschool.ir/post/30

مدرسه توسعه پایدار

✅فراخوان بازگویی تجارب ناموفق در اقدامات مرتبط با توسعه محلی 


👈هیچ تجربه ای کاملا موفق نیست و هیچ تجربه ای هم کاملا شکست خورده نیست. می خواهیم این بار، بر گوشه های «ناموفق» تجارب مان، متمرکز شویم.

👈این یک فراخوان برای دعوت به یک یادگیری جمعی است. یک یادگیری از شکست ها!


🔹مدرسه توسعه پایدار شریف، در قالب یک پژوهش داوطلبانه و ابتکاری، قصد دارد به جمع آوری داستان هایی از بخش های ناموفق کوچک و بزرگ از تجربه های حوزه توسعه محلی و منطقه ای با نگاه توسعه پایدار بپردازد. 

🔹بدین معنی که یک فرد یا تیم مداخله گر با هدف توسعه و پیشرفت یک روستا، محل یا منطقه، اقداماتی را انجام داده اند، اما به دلیل عدم نگاه همه جانبه و پیش بینی عوامل مهم در توسعه پایدار، تمام یا بخشی از نتیجه کار در کوتاه مدت یا بلندمدت، موفق نشده است و یا پیامدهای منفی پیش بینی نشده ای در حوزه های اجتماعی یا محیط زیستی و اقتصادی ایجاد شده است.


📌مدرسه توسعه پایدار، قصد دارد نشستی را با هدف به اشتراک گذاری این داستان ها با حضور راویان برگزار نماید. اگر تجربه مستقیم از کار میدانی در توسعه روستا، محله یا یک منطقه دارید و دوست دارید همراه این یادگیری جمعی شوید، شما مخاطب این فراخوان هستید! در ضمن، شرکت در این نشست نیز تنها برای کسانی امکان پذیر است که در این فراخوان مشارکت داشته اند.


🔗اگر بخواهید، ما محرمانگی اطلاعات شما را حفظ می کنیم و نام ها و مکان ها را نیز تغییر می دهیم تا آسوده تر تجربیات را با ما در میان بگذارید.


◀️اگر داستان های کوچکی از چنین تجاربی شنیده اید یا خودتان با آن مواجه شده اید، برای ما از طریق ایمیل iransdschool@gmail.com یا آی دی تلگرام @SDSchool_Admin  بنویسید یا برایمان شماره تماس بگذارید؛ با شما تماس خواهیم گرفت.


✅مدرسه توسعه پایدار، بر این باور است که برای یافتن راه حل های موثر برای توسعه پایدار ایران عزیزمان، باید نگاهی درون زا داشته باشیم و در توسعه دانش لازم، نگاهی ویژه به تجارب داخلی بیاندازیم. همیاری شما، در این فراخوان، کمک بزرگی است برای توسعه دانش بومی توسعه پایدار در کشور. منتظرتان هستیم!


مدرسه توسعه پایدار

گزارشی از نشست  «11 سال تجربه مدیریت توسعه انسانی پایدار در شرکت کیسون»


سومین جلسه از نشست های «توسعه پایدار برای ایران»، یکشنبه 9 دی 1397 و از ساعت 3:30 تا 6:30 در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. در این جلسه که با استقبال خوب مخاطبین همراه بود، نمایندگان واحد توسعه انسانی پایدار شرکت کیسون، به بیان تجربیات و رویکرد خود در حوزه مسئولیت اجتماعی سازمانها و توسعه پایدار پرداختند. 

مسئولیت اجتماعی سازمانها یا CSR، یکی از مفاهیم چالشی و پر بحث این روزهای دنیای مدیریت است. با بالارفتن انتظارات از شرکت ها برای توجه به حوزه مسئولیت اجتماعی و نیز سهیم شدن در توسعه پایدار، سازمانها در گوشه و کنار دنیا با مدل های مختلفی سعی کرده اند به این نیاز پاسخ دهند. در کشور ما نیز مدل های مختلفی توسط بخش خصوصی برای پرداختن به حوزه اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد. 

شرکت کیسون از اولین شرکت های ایرانی است که به جایگاه «مسئولیت های اجتماعی» و توسعه پایدار «در ساختار سازمانی خود» توجه کرده است و مسیر پر فراز و نشیب و همراه با یادگیری درباره آن طی کرده است. کیسون یک شرکت خصوصی و یکی از بزرگترین پیمانکاران عمومی کشور است که در تمامی رشته های اصلی صنعت ساختمان فعالیت می کند. از نکات حائز اهمیت درباره این شرکت، فعال بودن آن در پروژه های برون مرزی است به طوری که نه تنها بخش مهمی از درآمد آن از پروژه های برون مرزی حاصل می شود، بلکه بر اساس رتبه بندی موسسه ENR در حال حاضر در فهرست 250 پیمانکار برتر جهان نیز قرار دارد.

در ابتدای این جلسه، خانم دکتر فرانک نگهدار، مدیر توسعه انسانی پایدار شرکت کیسون با مروری بر مفاهیم بنیادین توسعه پایدار، نگاه فلسفی واحد توسعه انسانی پایدار را به فعالیت های اجتماعی و نقش بنگاه در توسعه پایدار عنوان کرد. ایشان هدف توسعه پایدار را «توانمندساختن افراد در سراسر جهان برای یافتن راه کارِ چالش ها و پاسخ به نیازهای اساسی است تا از زندگی با کیفیتی بهره گیرند بدون اینکه لازم باشد کیفیت زندگی نسلهای بعدی به خطر بیافتد». از نگاه ایشان توسعه پایدار، توسع های همه جانبه است و فقط به تامین نیازهای مادی انسان امروز نمی اندیشد؛ بلکه به ابعاد زیر توجه دارد: اجتماعی، اقتصادی، محیط زیست و فرهنگی.

خانم نگهدار، توسعه پایدار در سازمانها را شامل سه نوع مسئولیت پذیری عنوان کردند: 1- مسئولیت پذیری در قبال سرنوشت و کیفیت زندگی کارکنان و خانواده های انها 2-مسئولیت در قبال رفاه و توسعه جامعه و 3-مسئولیتپذیری در قبال سرنوشت سیاره زمین. از این نگاه، مسئولیت اجتماعی سازمان، در واقع همان رعایت موازین توسعه پایدار در سازمان کار است. ایشان سپس با اشاره نظریه ذی نفعان، تاکید کردند که در شرکت کیسون از عبارت «توسعه انسانی پایدار» به جای «مسئولیت اجتماعی» استفاده می شود و این نام گذاری را با نظریه ذی نفعان و نیز فرهنگ و تمدن ایرانی، همخوان تر می دانند.

ایشان سپس با اشاره به نظریه «رفتار برنامه ریزی شده»، گفتند که لازم است ارزشهای سازمان در نگرش و باور و در نهایت در رفتار سازمانی همگان، تجلی یابد تا توسعه انسانی پایدار در سازمان پدیدار شود. ایشان ماموریت واحد توسعه انسانی پایدار در کیسون را «احیا و حفظ ارزشهای توسعه پایدار، گسترش و تجلی آن در سازمان و ترویج آن در بیرون سازمان عنوان کردند.

در بخش بعدی، خانم یلدا حاجی خانی، از کارشناسان واحد توسعه انسانی پایدار شرکت کیسون به بیان سیر تاریخی شکل گیری این واحد از سال 1386 پرداختند و سپس ساختار فعالیت های توسعه ای سازمان را برای سه گروه ذی نفعان درونی، بیرونی و آینده تشریح کردند. ایشان تصریح کردند که سازماندهی و اجرای فعالیت های توسعه ای سازمان در کیسون بر پایه سه اصل صورت می گیرد: 1-محلی و بومی 2-مشارکتی(مالی و کاری و ...) 3-جماعتی(توسعه جماعتهای هم علاقه، هم پیشه و هم پیمان و برنامه ریزی و اجرای اجتماع-محور). ایشان مسیر تعریف و اجرای فعالیت ها را به صورت مشارکتی و با شکل گیری کارگروه های خودجوش ذکر کردند و نقش ستاد را تسهیلگری در اجرا عنوان کردند.

آقای بهمن اسماعیلی، به عنوان سرپرست توسعه انسانی پایدار در شرکت کیسونف سومین سخنران جلسه بودند که به تشریح چگونگی شکل گیری کارگروه ها و پروژه های موقت اجتماعی در دل پروژه های عمرانی اصلی شرکت پرداختند. بر این اساس ، در هر پروژه بعد از شکل گیری کارگروه های مختلف و داوطلبانه از همکاران، کمیته توسعه انسانی پایدار با حضور مسئولین کارگروه ها برای هر پروژه شکل می گیرد که به طور منظم و هر دو هفته یک بار جلسه خواهند داشت و مدیران ارشد پروژه ها نیز در جلسات این کمیته شرکت خواهند نمود. تصمیمات احذ شده توسط این کمیته از طریق نماینده توسعه انسانی پایدار به اطلاع واحد مرکزی توسعه انسانی پایدار کیسون خواهد رسید.

پس از بخش اول که به ارائه سخنرانان اختصاص داشت، بخش دوم به شکل پنل پرسش و پاسخ و با دبیری آقای هامون طهماسبی، مدیر مدرسه توسعه پایدار برگزار شد و حضار سوالات خود را طرح کردند.

روز یکشنبه بیست و نهم مهرماه، در سالن دکتر مشایخی دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف، دومین جلسه از نشستهای «توسعه پایدار برای ایران» با موضوع «بانک های اجتماعی» و رونمایی از کتاب «بانک های اجتماعی و آینده تامین مالی پایدار» برگزار شد.

در ابتدای این نشست که به همت مدرسه توسعه پایدار شریف شکل گرفته بود، آقای هامون طهماسبی، مشاور و پژوهشگر حوزه توسعه پایدار به ایراد سخن پرداخت. طهماسبی در ابتدای صحبتش، مقدمه‌ای از توسعه پایدار را ارایه کرد و توضیح داد که جامعه بشری بعد از به بن بست رسیدن موضوعات زیست‌محیطی و نابرابری‌های اجتماعی به این جمع‌بندی رسید که در توسعه نباید فقط بعد اقتصادی را در نظر بگیرد. از این زمان بود که موضوعاتی مانند مسئولیت‌های اجتماعی شرکت‌ها، کسب و کارهای اجتماعی، و یا مفاهیمی نظیر اقتصاد سبز ذیل چتر مفهوم توسعه پایدار شکل گرفتند یا رشد پیدا کردند.

بنگاه های اجتماعی، هم با خیریه‌ها و هم با مسئولیت‌اجتماعی شرکت‌ها  تفاوت ماهوی دارند. چرا که بر خلاف خیریه‌ها، بنگاه اجتماعی خودگردان است و بر خلاف مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در کسب و کار اجتماعی، تحقق هدف اجتماعی جزیی از مامویریت اصلی کسب و کار است و نه یک پروژه موقتی. بعنوان مثال یک شرکت می‌تواند از هر راهی پول در بیاورد و درصد کوچکی از آن را صرف کاهش نابرابری در یک منطقه محروم کند؛ اما همین شرکت اگر یک کسب و کار اجتماعی باشد، کاهش نابرابری، خود به خود در حین توسعه کسب‌وکار، محقق می‌شود.

طهماسبی، تعریف بانک اجتماعی، به عنوان یکی از مصادیق بنگاه های اجتماعی را با مثال بانک گرامین یا بانک فقرا شروع کرد. بانکی که وثیقه‌های مرسوم در بانکداری را تغییر داد و آن را با وثیقه اجتماعی عوض کرد، بگونه‌ای که یک گروه از روستاییانی که تا کنون از وام محروم بوده‌اند بتوانند یکدیگر را ضمانت کنند. این مدل موفق را اولین بار محمد یونس در بنگلادش اجرا کرد و بعدها با اسامی مختلف ازجمله صندوق اعتبارت خرد در کشورهای مختلف بازتکرار شد. البته طهماسبی تاکید کرد که بایستی توجه داشت که برای موفقیت در اجرای این مدل، بایستی به شرایط اجتماعی-فرهنگی کشور هدف، و دقت نمود برای آنکه در ایران بانک‌های اجتماعی بزرگ و ارزش‌آفرین داشته باشیم، نبایستی بدنبال تقلید کورکورانه از یک مدل بانک اجتماعی باشیم ؛ موضوعی که آقای محمد یونس هم در چند سال پیش در مصاحبه با یکی از نشریات ایرانی هم آن را متذکر شده اند.

طهماسبی سپس به معرفی بانک تریودوس هلند پرداخت. این بانک جایزه پایدارترین بانک اروپا را دریافت کرده است و بزرگترین بانک اجتماعی دنیاست. در شعار این بانک گفته می‌شود که «رشد فقط اعداد و ارقام نیست» و تمرکز این بانک بر روی وصل کردن سرمایه‌گذاران اجتماعی به پروژه های اجتماعی و محیط زیستی است. بانک تریودوس، خط قرمزهای سفت و سختی برای اعطای وام دارد و منابع مالی را فقط در جهت توسعه پایدار با شاخص های خود هدایت می کند. نکته دیگر و قابل توجه در این بانک، شفافیت بالاست که هم اکنون با بازدید از سایت تریودوس می‌توان جزییات جغرافیایی-اقتصادی تمامی وام‌ها را مشاهده نمود و سرمایه گذاران و سپرده گذاران می توانند ببینند پول هایشان در چه پروژه هایی در نقاط مختلف دنیا، استفاده می شود.

بانک بعدی که هامون طهماسبی در ارائه اش به آن پرداخت، «چَریتی بانک» بود. در این بانک انگلیسی که توسط تعدادی از بنیادهای خیریه بنا شده است، فقط بنگاه‌های اجتماعی و خیریه‌ها می‌توانند وام بگیرند. همچنین ساختار حاکمیت شرکتی بانک بگونه‌ایست که این هدف محقق شود. وام های اعطایی، شرایط بازپرداخت متناسب با شرایط خیریه ها و بنگاه های اجتماعی دارند. هر کارمند می‌تواند پنجاه ساعت را در شرکت‌های خیریه کار داوطلبانه کند و از بانک حقوق دریافت کند، برای ارتقای سازمانی، فعالیت در خیریه‌ها الزامی است و در ضمن هیچ حقوقی به اعضای غیر موظف هیئت مدیره پرداخت نمی‌شود.

سومین بانک در ارائه طهماسبی، بانک آلترناتیو سوئیس بود. تمرکز این بانک بیشتر بر پروژه های محیط زیستی است و توسط چند سازمان مردم نهاد محیط زیستی معروف نظیر صلح سبز و WWF تاسیس شده است. ایجاد شفافیت، رعایت اصول اخلاقی در تامین مالی و کمک به توسعه پروژه های اجتماعی و محیط زیستی، از اهداف این بانک برشمرده شده است.

طهماسبی انتهای صحبتش را به معرفی موسسه اتحادیه جهانی بانکداری برای ارزش‌ها (GABV) اختصاص داد که امروز متشکل از پنجاه و چهار موسسه مالی و پنجاه میلیون مشتری از سرار دنیاست و منبع اطلاعاتی خوبی برای علاقه مندان بانکدار اجتماعی است.

پس از آقای طهماسبی، حسین عنبرستانی، دانشجوی دکترای مدیریت دانشگاه تهران و دبیر شبکه توسعه اجتماعی رسالت، به معرفی چند بانک اجتماعی دیگر پرداخت. بانک اروپایی ژاک، یک بانکِ کاملا مجازی است که مالکیت بانک متعلق به تمام اعضاست و در اهداف آن سه واژه عدالت، ارزش و پایداری ذکر شده است. عنبرستانی در ادامه برخی از اصول اعتقادی جالب توجه بانک ژاک را ذکر کرد: ۱- درامد از طریق بهره دشمن اقتصاد باثبات است و ۲-تخریب محیط زیست نتیجه دریافت بهره است. او همچنین توضیح داد که در بانک ژاک هیچ بهره‌ای به وام‌ها تعلق نمی‌گیرد و افراد با سپرده‌گذاری، اعتباری را در سیستم دریافت می‌کنند که بعدها می‌توانند در صورت نیاز وام دریافت کنند.

بانک کودکان، مثال جالب دیگری بود که آقای عنبرستانی به آن پرداختند. این بانک که در هند تاسیس شده است، اولین بانک دنیاست که برای تامین نیاز کودکان کار ایجاد شده است. هدف اصلی این بانک، آموزش سواد مالی و پس انداز برای کودکان کار است و سرویس ویژه ای را راه اندازی کرده که هر کودک کار که 6 ماه از حساب خود برداشت نکند، سود معین و تسهیلات ویژه ای نظیر خدمات آموزشی، بهداشتی و مهارت ورزی را از بانک دریافت می کند. بانک براک، آخرین تجربه ای بود که حسین عنبرستانی به آن پرداخت. این بانک بنگلادشی، بزرگترین بانک در حوزه تامین مالی کسب و کارهای کوچک و متوسط در بنگلادش است و برای فقرا و خصوصا زنان بدون وثیقه و حساب پس انداز، در مناطق شهری و روستایی به شکلی ساده، کارآمد و مقرون به صرفه، خدمات تامین مالی فراهم می کند و وام گیرندگان خود را در سایر امور یاری می کند.

در بخش بعدی، آقای رحیم سرهنگی، دانشجوی دکترای مدیریت دانشگاه شریف و مدیر برنامه ریزی و توسعه بانک قرض الحسنه رسالت به معرفی تجربه بانک قرض الحسنه رسالت به عنوان یک بانک اجتماعی پرداخت. در بخش انتهایی جلسه نیز ضمن رونمایی و معرفی کتاب، حضار سوالات خود را با سخنرانان جلسه در میان گذاشتند.

مدرسه توسعه پایدار


داستان یک کسب و کار عاشقانه

شاید کمتر کسی بداند مرغوب ترین گلاب دنیا در کرمان به دست می آید و وسیع ترین گلستان های گل محمدی کشور در دل دشت های کم آب و بادخیز استان کرمان قرار دارند.

سه شنبه 10 مهر 1397، دانشکده مدیریت و اقتصاد، میزبان نشستی بود که به داستان شکل گیری پرورش گل محمدی در لاله زار و پیدایش کارخانه گلاب زهرا اختصاص داشت که دره زیبای لاله زار را در مدتی کمتر از سه دهه به یکی از مهمترین کانون های تولید گل و گلاب ایران و جهان تبدیل کرده است. پیدایش گلاب زهرا، یک داستان خاص، متفاوت، عاشقانه و الهام بخش است. همایون صنعتی و خانمش شهیندخت صنعتی، در اواسط دهه50 شمسی، به منطقه لاله زار کرمان آمدند و با تلاش و زحمت و عشق فراوان توانستند کشاورزی منطقه را از کشت خشخاش و تریاک به گل محمدی تغییر دهند و بنای یک کسب و کار اجتماعی و البته در کلاس جهانی را پایه ریزی کنند که نه تنها یکی از با کیفیت ترین گلاب های دنیا را تولید می کند، بلکه در تولید روغن گل ارگانیک، در دنیا به نوعی انحصار دارد.



در بخش اول این نشست، مستند «بانوی گل سرخ»-ساخته مجتبی میرطهماسب که روایتی است از چگونگی پیدایش گلاب زهرا برای حضار اکران شد و در قسمت دوم با حضور مدیرعامل گلاب زهرا و آقای سلیمان شادروان(یکی از همراهان زنده یاد همایون صنعتی و خانمشان)، به بررسی ابعاد اجتماعی و متفاوت این کسب و کار اجتماعی پرداخته شد. کسب و کارهای اجتماعی، یک دغدغه و ماموریت اجتماعی در شکل گیری و اداره خود دارند که آنها را از سایر بنگاه های اقتصادی متمایز می کند. اختصاص بیشتر سهام و سود کارخانه به خیریه صنعتی(با ماموریت سرپرستی ایتام شهر کرمان)، سهیم بودن کشاورزان گل محمدی در سود کارخانه، رعایت اصول کسب و کار منصفانه، اولویت استخدام پرسنل کارخانه با بچه های پرورشگاه و مردم بومی لاله زار، رابطه نزدیک و صمیمی و دوستانه مدیران کسب و کار با پرسنل و مردم بومی، پایبندی به اصول کشت ارگانیک و دوستدار محیط زیست، و دریافت گواهینامه های تجارت اخلاقی از مراجع بین المللی از جمله وجوه اجتماعی گلاب زهرا و تلاشهای زنده یاد آقا و خانم صنعتی در لاله زار بوده است که در نشست از سوی سخنرانان بر آن تاکید شد. در این جلسه که با پرسش های حضار هم همراه بود، مدیرعامل گلاب زهرا به مخاطبان قول دادند که بر اصول اجتماعی بنیانگذاران گلاب زهرا پایبند بمانند و این میراث را حفظ نمایند.

نکته ای دیگری که از سوی آقای طهماسبی دبیر جلسه بر آن تاکید شد این بود که در روزگاری که خبرهای منفی و تیره زیاد پخش می شود، این رسالت بر عهده ما دانشگاهیان است که خبرهای خوب و متفاوت از نوع های دیگه نگاه به زندگی و کسب و کار را شناسایی و ترویج کنیم. داستان های زیادی از جنس گلاب زهرا که بسیاری از مردم و نسل آینده از آنها خبر ندارند و می توانند الهام بخش و انگیزاننده برای همه کسانی باشد که دل در گرو آبادی و پیشرفت میهن عزیزمان دارند.



این برنامه که با استقبال خوب مخاطبان روبرو شد، اولین جلسه از سلسله نشست‌های «توسعه پایدار برای ایران» بود که توسط «مدرسه توسعه پایدار»(یکی از برنامه های پژوهشکده سیاستگذاری دانشگاه شریف) و با همراهی حامیان آن(انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف و انجمن دانشجویی مدیریت) از مهر 1397 شروع شده است. این نشست‌ها به بررسی مسائل مهم و اولویت‌های توسعه پایدار ایران در بخش‌های دولتی، خصوصی و مردمی و با نگاهی ویژه به تجارب منتخب داخلی و بین‌المللی و با هدف ترویج مفاهیم مرتبط و راه‌کارهای عملیاتی برای فعالین و علاقه‌مندان حوزه توسعه پایدار برگزار می‌شود. برای دریافت فایل صوتی این جلسه و نیز اطلاع از جلسات بعدی می توانید در کانال تلگرام یا خبرنامه مدرسه عضو شوید(کلیک کنید).

همچنین می توانید کلیپ کوتاهی که برای معرفی نشست تهیه شده بود را در زیر مشاهده کنید(بر روی عکس کلیپ کلیک کنید):